هر گونه كپی برداری از این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بلامانع می باشد .
*********به اطلاع بازدیدكنندگان محترم می رساند:در پایگاه بابُ الحرم از مطالب سایر پایگاه های مذهبی استفاده ای نگردیده ، تا مجموعه ای متمایز در اختیار مداحان قرارا گیرد*********
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد .( ...
درباره ما
«این پایگاه وابسته به تیم سایبری مؤسسه محراب هدایت شهرشهیدآبادخانوك می باشد.شهر خانوک در 55 کیلومتری شمال استان کرمان واقع شده است،این شهر به شهید آباد استان کرمان معروف می باشد»

"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری از مطالب آن بلامانع می باشد"

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی "
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
مشاهده صفحه جدید

   



نویسنده خادم الشهداء در 08:35 ب.ظ | نظرات()


                                 

داداش

 دلم با غربت آشنا شد

شكستم و قدم دوتا شد

ابروی پیوسته ات جدا شد

قربون ابروهای پیوسته ات برم

داداشی

افتادی از رو مركب،داغ تو  تا كمر رفت

امام سجاد علیه السلام می فرمایند:اینقده تیر زدند عموم مثل خارپشت شده بود.خوب این تیرها تو بدن بوده موقعی كه خورده زمین

افتادی از رو مركب،داغ تو  تا كمر رفت

میغلتی روی خاك و،تیرها همه تا پر رفت

وای داداشم

از جلو خیمه دیدم،قطع الیدین شدی تو

رو دست نیزه دارها،بالا پایین شدی تو

من و شما بعد هزار و اندی سال اومدیم،یه چیزی داریم میشنویم ،این حال شماست،بچه ها همه جلو خیمه ها صف كشیده بودند،عمو كی میاد آب بیاره،یه وقت دیدن یه بدن رو نیزه ها،امان از دل سكینه،حسین.........

پاشو

 نصیب من غم شده عباس

یه دنیا ماتم شده عباس

چقدر تنت كم شده عباس

نه از من و نه از تو،چیزی نمونده جونم

چه جوری برم به خیمه،نه میشه نه میتونم

می خوای بدونی عباس،چی كمرم رو خم كرد

یه جور زدن نمیشه،دیگه تنت رو جمع كرد

داداش

اهل حرم از پا نشستن

شكستی و همه شكستن

گره معجرها رو بستن

داداش

تا از رو دوش تو علم افتاد

ترس توی قلب دخترم افتاد

حرمله جانب حرم افتاد

بلند شو،ببین داره چه چپ چپ نگاه میكنه

پاشو كه چشم براهه

مشك تو سكینه

پاشو ببر برادر

دخترم و مدینه

پاشو كه این جا چشم

بی حیا بی شماره

بلند نمیشی؟

برم بگم رقیه،گوشواره اش رو درآره

                           دانلود روضه



نویسنده خادم الشهداء در 10:23 ب.ظ | نظرات()


                                                                            

چشمامو بستم،آروم شكستم

هرچی نشتم،بابا نیومد

منم بهارش،دار و ندارش

سر قرارش،چرا نیومد؟

بابایی

چی میشه،یه دفعه،بذاری

موهات و توی دست بگیرم

از لبات،بابا جون،اومدم

كه بوسه هامو پس بگیرم

یه جوری،ببوسش، گونم و

كه جای بوسه هات بمونه

برا چی عزیز دلم؟آخه هی بچه هاشون رو بغل كردن،اومدن جلوی خرابه،یه جوری میبوسیدن بچه هاشون رو

یه جوری،ببوسش، گونم و

كه جای بوسه هات بمونه

یه جوری، كه بگن،شامیا

بابای تو چه مهربونه

بابای خوب من،بابای خوب من

عمه نشته،خسته ی خسته

دوباره بسته،زخم پاهامو

اینها همینن،لبریز كینن

می خوام نبینن،زخم گوشامو

یه حكایتی توش هست،بابایی نمی خوام اینها دوباره گوش های من رو ببینند

حرف گوشواره های منه، همین جوری هیچی نگفته

وای اگه گوشمو ببینند،بهانه دستشون میوفته

دیگه میخوان چیكار كنند؟

آخه گوشمو تا میبینند،میگن مگه عمو نداشتی

هی نیش زبون میزنند،هی میگن كجا بود اون عمویی كه،این همه پُزش رو میدادی؟

آخه گوشمو تا میبینند،میگن مگه عمو نداشتی

هی میخندند،داد میزنند،گوشواره ات رو كجا گذاشتی

بابا میخوام یه خاطره برات بگم

دست تو موهام كرد،شدم پر از درد

وقتی كه نامرد،دستش رو برداشت

نداد اَمونم،مثل كمونم

بس كه رو گونه ام،سیلی اثر داشت

بعد اون روزی كه،نبودی،به جای تو با عمه موندم

بند اومد زبونم، همه جا، منظورم و با دست رسوندم

بابا تیر میكشه، هنوزم با حرف گوشواره گوشم

تو كه پاره تنی،بنگر،به من كه پاره پاره گوشم

بابای خوب من،بابای خوب من

ملعون رو اسب نشسته،راوی میگه،سه ساله توی محمل،هی گریه میكرد،بابامو میخوام،بابام كجاست،من باباییم رو میخوام،بی ادب ،بی تربیت،صدا زد دختر ساكت شو،چقدر گریه میكنی،حوصله ام رو سر بردی،بس كن،صدای ناله نازدانه بلند تر شد،بی حیا عصبانی شد،اومد دست كرد توی محمل،سه ساله رو از بالای محمل،پرت كرد پایین،ظاهراً شبانه این اتفاق افتاد،كسی خبر دار نشده،كاروان رفت،سه ساله موند توی بیابون،یه وقت بهوش اومد،هر طرف رو نگاه میكنه،صحراست،شروع كرد لرزیدن،از اون طرف راوی میگه،یه مرتبه دیدیم نیزه داری كه،سر امام حسین علیه السلام بر آن نیزه بود،اومد، گفت:امیر،نیزه تو خاك فرو رفته،هر كاری میكنیم نیزه بیرون نمیآد،چه كنیم؟چه خبره؟یكی صدا زد،حتماً یكی از بچه ها گم شده،بابا دلش پهلو دختر مونده،خبر رسید به  گوش زینب،از بالا محمل خودش رو انداخت پایین،سراسیمه توی این بیابون،هی صدا میزنه عزیز برادرم،رقیه جانم،یه مرتبه، رسید دید یه خانمی نشسته،سر سه ساله رو دامنش،داره نوازشش میكنه،عزیز دل مادر نترس،خانم جان شما كی هستید،زینب جان، حق داری مادرت رو نشناسی، منم...یازهرا

                            دانلود روضه



نویسنده خادم الشهداء در 10:20 ب.ظ | نظرات()


حالا كه من، از حرم دورم

درمونم صبر ِ، آخه مجبورم

یه سلام میدم با حسرت، طرف كربلا

آرزو دارم بمیرم حرم كربلا

غم كربلا،من و میكشه

دلم من فقط، تو حرم خوشه

حسین وااای

هر كی یك بار ،كربلا رفته

بطلب مارو، آقا هر هفته

مگه ما نوكر نبودیم،رزقمون رو بده

مگه ما گریه نكردیم،مادرت شاهده

سینه میزنم،بیا و ببین

مادرت میگه،به ما آفرین

حسین وااای

ساقی دل رو ،بی قرارش كن

به حسین مارو،یه سفارش كن

سرو كار سینه زنها با ابوفاضل ِ

ذكر حتی ارمنی ها،یا ابوفاضل ِ

دستای قلم،دستم و بگیر

صاحب علم،دستم و بگیر

حسین وااای

دانلود مداحی



نویسنده خادم الشهداء در 09:09 ب.ظ | نظرات()

[]

مرغ روحم ،دوباره هوای پریدن داره

تا قیامت، همه روضه هاتون شنیدن داره

ما نشد كه، بریم كربلا رو ببینم اما

همه میگن، ضریح جدید تو دیدن داره

این شبا اشك من مثل بارونه

دلم خونه

همه دنیا یه زندونه

هر كی اومد یه روزی از این دنیا

می ره اما

همین روضه است كه میمونه

هر جا رفتم آقا، اسمت همراهم بود

همدم اشك و این، دل پر آهم بود

خاك پای تو و خاك پای زینب

بودم و هستم و تا ابد خواهم بود

یا حسین ابی عدبالله

عشق ارباب، به هر لحظه ی عمر من بركت داد

خود آقام، گرفت دست من رو به من عزت داد

سرفرازم ،كه یك عمر به پای حسین افتادم

نوكرم من، ازون لحظه كه فاطمه رخصت داد

هركسی توی دنیا به تو دل داد

به پات افتاد

نمیبینه جهنم رو

وقتی كه دید خدا بی كس و كاریم

گرفتاریم

به ما بخشید محرم رو

كاش نیاد روزی كه از شما دور باشیم

كاش میشد مثل تو همه پر نور باشیم

توی دنیا فقط نوكری كردیم تا

روز محشر آقا با تو محشور باشیم

یا حسین ابی عدبالله

لحظه لحظه، میسوزم فقط تو تب عاشورا

تا همیشه ،میمونم پای مكتب عاشورا

سینه زنها، یه یادی كنید از من بیچاره

بین روضه، اگر كه نبودم شب عاشورا

این كه میگن بهشت روضه منظوره

همش نوره

شعور ما از این شوره

بی تو این زندگی حتی یك لحظه

نمی ارزه

به پات هستیم، همه جوره

سایه ی رو سرم من و تنها نگذار

عمریه نوكرم من و تنها نگذار

من همه هستم و پای تو میگذارم

لحظه ی آخرم من و تنها نگذار

یا حسین ابی عدبالله

دانلود مداحی



نویسنده خادم الشهداء در 08:41 ب.ظ | نظرات()

                          

شد آخر كار، خدا نگهدار

وعده ی دیدار ،كنار مادر

آقام  آقام آقام حسین

لبریز آهم،پشت و پناهم

ای بی سپاهم،هستی ِ خواهر

 دست تو، از رو دل، برندار

نذار دلم رو غم بگیره

بعد این ،همه سال

آخه كی می خواد

 مارو از هم بگیره

حسین جان بیا تو یه كار برای من بكن من هم یه كار برای تو ،تا یادگاری بمونه

تو بیا و ،با دست خودت

محكمترش كن معجرم رو

تو می خوای برای من چیكار كنی زینب؟

من میرم، كه برات، بیارم

امانتی مادرم رو

میمیرم از غمت،میمیرم از غمت

داری میری داداش،مگه قرار نبود هرجا میری منم باهات بیام؟

من و اسیری،دل خسته میری

كه گرد پیری،پوشونده روت رو

لحظه ی آخر،گفته كه مادر

ببوسه خواهر،زیر گلوتو

من و دست كیآ میسپاری؟

كجا میری بدون زینب

هی میگفت خواهر رهام كن بذار برم

بخدا كه جدا نمیشم

از تو كه هستی جون زینب

كجا داری میری داداش مگه نمیبینی؟

لشكری، واسه كشتن تو

آماده كرده قتلگاه رو

سكینه جلوی خیمه ها

گرفته دست ذوالجناح رو

گفت بی بی سكینه:بابا باید بیایی پایین،اباعبدالله الحسین علیه السلام فرمودند:عزیز دلم با هزار سختی عمه جانت رو راضی كردم ،بذار برم. گفت:نمیشه

نهان از چشم طفلان آمدم

بچه هارو تو خیمه یه جوری سرگرم كردم،یواشكی اومدم بابایی،كار  ِت دارم

نهان از چشم طفلان آمدم ،تا بر تو ره گیرم

كه گیری در بغل یك بار دیگر دختر خود را

خواست همان معامله ای كه باز زینب كرده،از رو ذوالجناح خم شه،همونطور كه خم شد زینب زیر گلو رو بوسید،خم شه صورت دختر رو ببوسه و بره،گفت:بیا عزیز دلم،رفت عقب خانم سكینه،گفت: نه، باید بیایی پایین،رو خاكا بشینی، من اول یه دور دورت بگردم، اومد رو خاكها نشت ابی عبدالله، آغوشش رو باز كرد،نازدانه رو در آغوش بگیره،همین كه رفت جلو، سكینه كه صورتش غرق اشك بود،دستارو گذاشت رو سینه ی بابا، بابا رو هل داد عقب، عزیز دلم چه میكینی با من،مگه نگفتی بیام پایین بغلت كنم؟گفت:چرا. مگه نگفتی بیا پایین ببوسمت؟چرا،من كه پیاده شدم،چرا نمیای در آغوشم،آرام گفت:بابایی دلم برا بغل گرفتنت لك زده،پس بیا بغل بابایی بغلت كنم،بابایی میدونم بری دیگه بر نمیگردی،جیگرم لك زده یه بار دیگه ببوسمت،پس چرا نمیآی ببوسمت؟بابایی الان دیدم دختر مسلم بن عقیل از شكاف خیمه داره نگاه میكنه،ترسیدم دلش بسوزه،حسین..........

                                    دانلود روضه



برچسب ها : شعر مداحی ،روضه ،شب ،10 ،ده ،محرم ،عاشورا ،
نویسنده خادم الشهداء در 10:33 ب.ظ | نظرات()

هنوز از تو گرم است هنگامه ها

بسی آتش افتاده در جامه ها

به وقت سخن از تو ای عقل کل

جنون می چکد از سر خانه ها

تو در پاسخ نامه کوفیان

نوشتی به خون سطرها نامه ها

زتو باغشان زرد، خودخواه ها

زتو کامشان تلخ، خودکامها

تو نگذاشتی خیمه شب بازها

تدارک ببینند برنامه ها

بخوان آیه بر نیزه ی باغ سرخ

که از عطر تو پر شود شامه ها

بود نام تو عین جوشن کبیر

امیری حسین و نعم الامیر

تو گفتی که خوبان امیری کنند

دلاور شوند و دلیری کنند

مبادا جوانان به میدان رزم

ذلیلانه اظهار پیری کنند

مبادا در این فتنه عمارها

 به وقت سخن گوشه گیری کنند

تو گفتی صبوری کند خواهرت

چومجبورشان در اسیری کنند

تو گفتی که هیهات مردان ما

بمانند و ذلت پذیری کنند

تو موسی شدی تا ابالفضلها

برایت چو هارون بسیجی شدند

بعید است این شبه مردان شُوم

ترحم به طفل صغیری کنند

خدا خواست تا همه شیعیان

حسینی شوند وامیری کنند

امام حسین امشب سخنرانی كرد، فرمود: عباس جان تو هم می خوای بری برو،من حكم رو از تو هم برداشتم، اباالفضل صدا زد آقا جان من بدون شما كجا بروم،من می خوام جانم رو قربانتان كنم، جای اصحاب رو تو بهشت بهشون نشان داد،حبیب میگه من دور و بر  خیمه ابی عبدالله نگهبانی می دادم،یه وقت دیدم صدای زینب می آد،صدا زد داداش،یادته به سر دادش حسنم چی آوردند،یارانش تنهاش گذاشتند،آیا یارانت رو امتحان كردی؟فرمود:آری زینب جان،مانند اینها نبوده  و نخواهد  آمد،بهترینند. اما حبیب میگه تا این حرف رو شنیدم،آتیش گرفتم شمشیرم رو كشیدم،دویدم خیمه اصحاب،وای زهیر،مسلم بن عوسجه، بُریر، زینب هنوز به ما اطمینان نداره،گفتند:چه كنیم؟ گفتم شمشیرهاتون رو بكشید،دویدند آمدند پشت خیمه ی زنها،صدا زدند یا بنات رسو الله،زنها ریختند بیرون،گفتیم ما با شما كار نداریم،زینب سلام الله علیها بگید بیاد،بی بی آمد،فرمود:چه می شود شما را عزیزان برادرم، گفتند:بی بی جان اگه همین الان هم آقامون اجازه بده اینها رو تارو مار میكنیم. امشب بی بی زینب سلام الله علیها این سئوال رو از شما هم میپرسه،میگه می خواهید بروید یا بمونید؟ حسینی هستیم یا نه؟ یه خورده خجالت بكشیم از بی بی،بیرون از این خیمه چه خبره؟رو موبایلمون، تو جامعه،تو زندگی و... حسینی هستیم یانه؟بی حجابی نباشه تو خانواده هامون، با بی بی زینب سلام الله علیها عهد ببندیم كه حسینی می مانیم، امشب بواسطه ی بی بی زینب سلام الله علیها توبه كنیم، ذخیره ای باشد برای شب اول قبرمان،زنها گفتند ماشاء الله به وفای شما،همه رفتند، بی بی زینب سلام الله علیها فرمودند: بروم نگاه كنم ببنیم جوانهای خودمان چكار می كنند،این از اصحاب،آرام آمدم كنار خیمه عباس ، بنی هاشم همه جمع شدند، دیدم عباس رو دو كنده ی زانو نشسته،عین شیر می غرد، فرمود: چه میكنید بنی هاشم،علی اكبر فرمود:عمو جان،ما نگاهمون به شماست، هرچی شما بگویید ما همون رو انجام میدهیم، آقا فرمود: اگر فردا مولایم اجازه بده،یه نفر اینها رو زنده نمیگذارم،بی بی زینب سلام الله علیها میگه خوشحال شدم، اومدم دنبال حسین، حالا هلال بن نافع میگه:دیدم امام حسین علیه السلام دارد به سمت بیابان میرود،دنبالش اومدم،دیدم ابی عبدالله هی مینشیند ،پا میشوند، اقا منو دیدند فرمودند:چی می خوای؟گفتم آقا جان ترسیدم به شما گزندی برسد،فرمود: هلال می خوای یه راه بهت نشون بدم از پیش ما بری، افتادم به قدماش،آقا جان قربان شما بروم، من هم میخوام جانم را قربان شما نمایم، گفتنم:آقاجان چه میكنید؟فرمود: دارم این خارهای بیابان  رو میكنم،توی این خندق می اندازم، فردا شب بچه هام.... حسین...

شب آخر بگذار این پر من باز شود

بیشتر روی تو چشم تر من باز شود

امام چهارم میفرماید:من خودم رو كشاندم ببینم عمه ام با بابام چه می گوید،دیدم دو زانو جلوش نشسته،داره میگه داداش میشه به اینها بگی فردا سر من رو ببرند،فرمود: زینب جان این حرفی است كه جدم گفته،تا حسین ذكر مصیب كرد،امام چهارم میگه: دیدم عمه ام از هوش رفت رو زمین افتاد

حرف هجران مزن اینقدر مراعاتم کن

دست بردار دل مضطر من باز شود

جان زینب برو از کرببلا زودبرو

مگذار این گره معجر من باز شود

آه راضی نشو بنشینم و گیسو بکشم

آه راضی نشو موی سرمن باز شود

حسین....

امشب بمان کنارمن برادر برادر برادر

مبر زدل قرار من برادر برادر برادر

امروز عصر ابی عبدالله كنار خیمه چند لحظه خوابش برد،یه وقت با یه حالی بلند شد، خانوم زینب كنارشه، عرض كرد داداش چی شده،فرمود: الان چند لحظه خوابم برد، دیدم یه عده سگ دارند من رو پاره پاره میكنند، گذشت: امام حسین مثل امشب داره وصیت میكنه:زینب جان،این خلخالها رو بگو در بیارند، هرچی لباس كهنه دارند بپوشند، بی بی دست برادر را گرفت،داداش:به جان مادر این انگشتر رو از دستت بیرون میآرند،بابا فرموده: حسینم مقطع العضاء ، حسین.....

                                        دانلود روضه

 



برچسب ها : دانلود ،روضه ،شب ،10 ،ده ،محرم ،عاشورا ،
نویسنده خادم الشهداء در 02:02 ب.ظ | نظرات()

[]

ساقی ساقی،ساقی ساقی

ساقی كربلا

دلبری سروری محشری

نایب ِ ساقی ِ كوثری

وقتی علم می گیری به دوش

یك تنه لشكر حیدری

دست خدا شده دست تو

كسی ندیده شكست تو

آقا مسلمونا جای خود

مسحی ام شده مست تو

لقب تو عشق ِ عباس

نسب تو عشق ِ عباس

ساقی ساقی،ساقی ساقی

ساقی كربلا

ای پدر فضل و ادب

تویی مشاهیر عرب

زبان زبان آغاز شد

قصه ی تو ای تشنه لب

پشت و پناه زینبین

اسیر تو همه عالمین

دست منو پرشال تو

یا كاشف الكرب الحسین

ساقی ساقی،ساقی ساقی

ساقی كربلا

اسیرمُ در بند تو

بهشت من لبخند تو

نام مقدس فاطمه

حك شده برسرقلب تو

مركز دولتت علقمه

گل پسر بی بی فاطمه

به سیدالشهدا قسم

غلام مادرتیم همه

ساقی ساقی،ساقی ساقی

ساقی كربلا

دانلود مداحی



نویسنده خادم الشهداء در 07:22 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
برچسب‌ها